كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

459

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

لَهُمُ الْبُشْرى مر ايشان راست مژدگانى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا يعنى بشارتى كه از زبان پيغمبر ص در باب ايشان گذشته و بقول جمعى مرا در رؤياى صالحه است كه مؤمن بيند يا براى مؤمن بيند و آن را مبشرات گويند يا بشارت ملائكه مر ايشان را در وقت نزع و در تبيان گويد بشرى آنست كه مؤمن جاى خود را در بهشت بيند پيش از مرگ و در مدارك آورده كه بشرى محبت مردمانست به ايشان و نام نيكو وَ فِي الْآخِرَةِ و مر ايشان را مژده است در آن سراى و آن سلام ملايك باشد بر ايشان سلمى رح فرموده كه بشارت دنيا وعده نفاست و مژده آخرت تحقيق آن وعده حضرت شيخ الاسلام قدس سره فرموده كه ولى را دو بشارت است در دنيا شناخت و در عقبى نواخت و درين سراى سرور مجاهده و در ان سراى نور مشاهده اينجا صفا و وفا و آنجا رضا و لقا بيت از نعمت اين جهان ثناى تو بس است * وز دولت آن جهان لقاى تو بس‌ست لا تَبْدِيلَ نيست بدل كردن لِكَلِماتِ اللَّهِ مر سخنان خداى را يعنى در وعده او خلاف نيست ذلِكَ آن تبشير موعود به هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ آنست رستگارى بزرگ كه فهم هيچ‌كس درو نيابد و عقل هيچ زيرك كهنه آن نرسد وَ لا يَحْزُنْكَ و بايد كه اندوهگين نكند ترا اى محمد ص قَوْلُهُمْ گفتار كفار در اشراك ربوبيت و تكذيب نبوت و مشاورت بر قتل تو يا سخنانى كه در خوار داشت تو مىگويند بيت بانگ سگ دان حديث بدگويان * قرص مه را ز بانگ سگ چه زيان إِنَّ الْعِزَّةَ به درستى كه غلبه لِلَّهِ جَمِيعاً همه مر خداى راست دين ترا عزيز خواهد گردانيد و ترا يارى خواهد داد هُوَ السَّمِيعُ اوست شنوا مر اقوال ايشان را هر چه بجد و هزل مىگويند الْعَلِيمُ دانا باحوال ايشان در هر عزيمت و نيت كه دارند و فراخور آن ايشان را جزا خواهد داد أَلا إِنَّ لِلَّهِ بدانيد كه بتحقيق مر خداى راست مَنْ فِي السَّماواتِ هر كه در آسمانهاست از ملائكه وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ و هر كه در زمينست از جن و انس چون اين‌ها كه اشراف ممكناتند همه از آن او باشند در رقّيّت و عبوديت پس هيچ‌كس را از ايشان نرسد كه دعوى شركت كند در ربوبيت و الوهيت و چون ذوى العقول را صلاحيت شركت در ربوبيت نباشد پس جمادات را شريك حق ساختن غايت جهالت و نهايت ضلالت است وَ ما يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ و چه چيزى را متابعت مىكنند آنان كه مىخوانند و مىپرستند مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكاءَ بجز خداى شريكان را يا متابعت نمىكنند آنان كه جز خداى را مىپرستند و مخلوق حق را شريك حق تعالى مىسازند زيرا كه شركت در ربوبيت محالست بلكه إِنْ يَتَّبِعُونَ پيروى نمىكنند در عبادت شركاء إِلَّا الظَّنَّ مگر گمان را كه به بتان گمان شركت حق برده‌اند وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ و نيستند ايشان مگر كه دروغ مىگويند در نسبت آن شركت و بعد از نفى شركت تنبيه مىكند بر كمال قدرت و حكمت تا بدان استدلال بر فردانيت و وحدانيت او نموده بدانند كه استحقاق عبادت او راست و بس چنان كه مىگويد هُوَ الَّذِي اوست آن كسى كه بقدرت كامله جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ ساخت براى شما شب را تيره لِتَسْكُنُوا فِيهِ تا بيار اميد در ان و از تعب تردد روز برآسائيد وَ النَّهارَ مُبْصِراً و گردانيد روز را روشن تا به سرانجام مهمات خود قيام نمائيد إِنَّ فِي ذلِكَ به درستى كه در آفريدن روز و شب و نور و ظلمت ايشان لَآياتٍ هر آئينه نشانهاست بر توحيد صانع حكيم لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ مر گروهى را كه بشنوند قرآن را به گوش هوش و در ان تدبر و تفكّر نمايند .